فیلمهای کوتاهی که در ایران تولید می شوند بیشتر دستمایه فیلمهای بلندی هستند که کوتاه شده اند و ایده آنها به فیلم بلند بیشتر می خورد.تا جایی که اگر چند فیلم کوتاه را کنار هم بگذارید تکه هایی از فیلم بلند هستند.به نوعی با فیلمهایی مواجه هستیم که فیلمنامه بدون شخصیت پردازی دارد.در بیشتر فیلمها فیلمنامه نویس به پر حرفی مشغول می شود و می خواهد حرفی بزند اما نمی داند که جای این همه حرف در فیلم کوتاه نیست در صورتی که این نوع از سینما می تواند حرفهای خود را در عین کوتاهی محکم تر و کوبنده تر بزند.ایجاد موقعیت های ساده که در عین حال می تواند حرف های بزرگ داشته باشد.در بیشتر فیلم ها شخصیت ها بدون فکر و بدون باور پذیری پرداخت شده اند و به همه اینها بازی ضعیف نا بازیگران و گاه بازیگران که در زیر سایه این فیلمنامه خراب می شوند.اشاره به موضوعات اجتماعی باب ترین نمونه فیلم کوتاه است.با دقت در فیلمهای بخش بین الملل جشنواره فیلم کوتاه تهران در یافتم که فاصله فیلم های کوتاه ما در فیلمنامه است نه در تکنیک.درست است که در این سینما بیشتر تمرکز روی تکنیک و مسایل فنی مثل دکوپاژ است که این خود جای بحث است.با نادیده گرفتن مخاطب و فقط به مسایل فنی توجه کردن شاید دل منتقدین را به دست می آوریم اما آیا جایگاهی برای این سینما به دست می آید؟به طوری که این نوع از سینما باید بیشتر جذب مخاطب کند تا سینمای بلند.جایگاه سینمای بلند تثبیت شده است.گاه در جشنواره چند تماشاگر از فرط خستگی دست می زدند و گاه به فیلم بد و بیراه می گفتند.در کشورهای صاحب نام سینما این سینما از سینمای بلند جداست و کار خود را به خوبی ادامه می دهد.نتیجه اش فیلمهایی می شود که میبینیم.با فیلم بلند کوتاه ساختن این نوع سینما جایی برای مخاطب و دیده شدن ندارد.موفقیت در این سینما به کار روی فیلمنامه و فکر روی آن میسر می شود.
علیرضا اجلی
