همین روزها بود.چند وقت بعد البته.یکسال پیش همین روزها.هنوز فیلم کوتاه اولم را نساخته بودم فیلمنامه تمام شده بود و وقت چند ماهه ای که روی فیلمنامه گذاشته بودم درگیری شدیدی را برایم ایجاد کرده بود.به تک تک حرکات بازیگران فکر می کردم و می خواستم نقش همه را خودم بازی کنم.دلهره زیبایی داشتم با خیلی ها صحبت کردم با چند فیلمساز کوتاه با چند داستان نویس. رابطه داستان کوتاه و فیلم کوتاه را درک می کردم و این برایم جذاب بود.در همان مراحل اولیه با این حال که تهیه کننده نداشتم چندین پلان و سکانس از فیلمنامه حذف شد حالا از دوست یا دشمن چه فرق.تا مرحله تولید خیلی ها کنار رفتند و خیلی ها آمدند.آنقدر فیلمنامه را خوانده بودیم که دو سه نفر از دوستان حفظ شده بودند و همگی برای تولید آماده و بدون فکری به مشکلات بعدی تجهیزات را آفیش کردیم.همه آماده اید.سه دو یک.وایسید وایسد.چی شد؟ بازیگر قهر کرده.چی؟.رفته.
مشکلی نبود.اگر مشکلی نباشد باید شک کرد.تا روز اول تولید هنوز درست و حسابی عوامل را ندیده بودم.نظرم این بود که عوامل همه خوب من بد هستم.نمی توانستم خودم را گول بزنم حتی اگر یکی از عوامل هم کارش را بلد نباشد همه چیز خراب از آب در می آید.تازه فهمیدم که باید در پیش تولید نمونه کاری یا یک جلسه کوتاه با هر کدام می گذاشتم و به حرفهای معرف اکتفا نمی کردم.
فیلم کوتاه اندیشه خلاقانه...نه فیلم کوتاه تلاش زجر آور هنرمندی جوان در امکانات محدود است.این فیلم 8 دقیقه ای از هر طرف لطمه خورد.دیگر به هر چیزی فکر می کردم جز فیلم نامه.هر چیزی مهم بود جز فیلم.درست که این مشکلات همه جا هست در همه چیز هست تجربه کسب کن.به چه قیمت؟به قیمت دلزدگی؟
فیلم کوتاه ما جایگاه مشخصی ندارد.تا حدی که بی توجهی عده ای باعث شد که مصطفی کرمی دستان هنرمندانه خود را از دست بدهد.جوانی که دانشجوی سینما است و با دل بزرگش در حال تصویر بردای پلانی از یک فیلم کوتاه بوده که دچار حادثه شده است.نمیشناسمش می دانم تصویر بردار است و فقط عکسهایش را دیده ام.می دانم سر صحنه فیلمی که می ساخته اند چه مشکلاتی بوده و درکش می کنم و سر آمد آنها هم مشکلی.نمی خواهم بگویم در این مورد درکش می کنم که اگر این باشد دروغ محض است.
دوستی حرف زیبایی زد.((اگر بخواهیم بین هنر و انسانیت یکی را زیر پا بگذاریم بهتر است آن هنر باشد))
این اتفاق دستمایه ای بود تا بنویسم از فیلم نساختنم از جایی برای خلاقیت نماندن از مصطفی کرمی از انسانیت واژه زیبای کلیشه ای و دلمان را به آن گرم کنیم.چطور می توانیم خلاق باشیم وقتی نمانده چیزی از انسانیت.

